فارکس فارسی

نمودار لگاریتمی

برای نمایش قیمت در مقیاس از دو نمودار می توان استفاده کرد:

تفاوت نمودار لگاریتمی و حسابی چیست؟

تفاوت نمودار لگاریتمی و حسابی چیست؟

هنگام انجام تحلیل تکنیکال، نمودار قیمت – زمان تنها داده ای می باشد که تحلیلگران تکنیکال از آن استفاده می کنند. در این نمودار ها محور افقی نشان دهنده زمان یا تاریخ بوده و محور عمودی نمایانگر مقدار قیمت است.

برای مشاهده قیمت در داخل این نمودارها، بسته به نوع مقیاس قیمتی که هنگام مشاهده نمودار های قیمت - زمان استفاده می شود، تفسیر نمودار سهام می تواند در بین معامله گران مختلف متفاوت باشد. اکثر نرم افزارهای آنلاین و پلتفرم های کارگزاری ها می توانند سبک های مختلفی از نمودارها را نمایش دهند. دو نوع متداول مقیاس قیمت که برای تجزیه و تحلیل حرکات قیمت استفاده می شود عبارتند از:

مقیاس قیمت لگاریتمی که محور قیمت را بسته به درصد تغییر در قیمت دارایی نشان می دهد. این سبک معمولا سبک نموداری پیش فرض اکثر تحلیلگران تکنیکال است.

مقیاس قیمت خطی - که به آن حسابی نیز گفته می شود - قیمت را در نمودار لگاریتمی محور عمودی با استفاده از فاصله مساوی بین قیمت های تعیین شده نشان می دهد. نمودارهای خطی مقادیر مطلق را نمایش می دهند.

در ادامه به توضیح بیشتر و بیان تفاوت نمودار لگاریتمی و حسابی خواهیم پرداخت.

مقیاس قیمتی لگاریتمی

نمودار اپل در مقیاس لگاریتمی

یک مقیاس قیمتی لگاریتمی به گونه ای ترسیم می شود که قیمت ها در این مقیاس به فواصل مساوی از یکدیگر قرار نمی گیرند. در عوض، اندازه گیری و فاصله گذاری قیمت ها به گونه ای انجام می شود که دو درصد تغییرات مساوی در فاصله عمودی یکسان از هم قرار می گیرند. اکثر تحلیلگران تکنیکال و معامله گران از مقیاس قیمتی لگاریتمی استفاده می کنند. معمولاً تغییرات درصدی تکرار شونده با فاصله مساوی بین اعداد در این مقیاس نشان داده می شوند. به عنوان مثال، فاصله بین 10 تا 20 دلار برابر با فاصله بین 20 تا 40 دلار است زیرا هر دو سناریو افزایش 100 درصدی قیمت را نشان می دهند.

مقیاس‌های قیمت لگاریتمی در نشان دادن افزایش یا کاهش شدید قیمت بهتر از مقیاس‌ های قیمت خطی هستند. آنها می توانند به شما کمک کنند تا تصور کنید که قیمت چقدر باید حرکت کند تا به هدف خرید یا فروش برسد. با این حال، اگر قیمت‌ها نزدیک به هم باشند، مقیاس‌های لگاریتمی قیمت ممکن است متراکم شده و خواندن آنها سخت تر شود.

به عنوان مثال، اگر قیمت دارایی از 100 دلار به 10 دلار سقوط کرده باشد، فاصله بین هر دلار در مقیاس قیمت خطی بسیار کم خواهد بود و مشاهده یک حرکت بزرگ از 15 دلار به 10 دلار (33 درصد کاهش) غیرممکن خواهد بود.

لازم به ذکر است که در عمل نیز سود و زیان در بازارها به صورت درصدی بیان می شود. به عنوان مثال دو معامله گر را در نظر بگیرید که در مدت زمان مشابه در یک بازار مالی، یکی از آنها 100 دلار را به 200 دلار رسانده و دیگری 1000 دلار را به 1300 دلار. از نظر مقدار سود، معامله گر دوم برتری دارد اما این به آن دلیل است که سرمایه اولیه بیشتری داشته است. اما از نظر درصد سود، معامله گر اول دست بالاتر را دارد و احتمالا معامله گر بهتری می باشد.

این مثال نیز به خوبی نشان می دهد که چرا استفاده از اسکیل لگاریتمی بیشتر مورد پسند تحلیلگران می باشد.

مقیاس قیمت خطی

نمودار اپل در مقیاس خطی

مقیاس قیمت خطی به عنوان نمودار حسابی نیز شناخته می شود. این مقیاس حرکات را در رابطه با درصد تغییرشان به تصویر نمی‌کشد؛ در عوض، یک مقیاس قیمت خطی، تغییرات سطح قیمت را با هر تغییر واحد مطابق با ارزش واحد ثابت ترسیم می‌کند. به عنوان مثال، فاصله قیمت 5 تا 10 دلار (100 درصد تغییر قیمت) با فاصله بین 100 تا 105 دلار (5 درصد تغییر قیمت) یکسان می باشد. در این حالت ترسیم نمودار به صورت دستی آسان تر است.

تفاوت های کلیدی

درک تفاوت ها

برای درک بیشتر تفاوت نمودار لگاریتمی و حسابی، به عنوان یک مثال دیگر، در نمودار حسابی افزایش قیمت از 10 دلار به 15 دلار با همان حرکت صعودی افزایش قیمت از 20 تا 25 دلار به صورت یکسان نشان داده می شود. در هر دو افزایش قیمت، 5 دلار است و نمودار خطی قیمت را در بخش های مساوی نشان می دهد. با این حال، یک مقیاس قیمت لگاریتمی، حرکات عمودی متفاوتی را برای تغییرات قیمت بین 10 تا 15 دلار و تغییر قیمت بین 20 تا 25 دلار نشان می دهد.

یعنی در حالی که هر دو حرکت، تغییرات قیمتی یکسانی دارند، اولین تغییر 5 دلاری نشان دهنده افزایش 50 درصدی قیمت دارایی است. اما دومین تغییر 5 دلاری نشان دهنده افزایش 25 درصدی قیمت دارایی است. از آنجایی که افزایش 50 درصدی بیشتر از 25 درصد است، طراحان نمودار از فاصله بیشتری بین قیمت ها استفاده می کنند تا به وضوح مرتبه بزرگی تغییرات را نشان دهند.

هنگام استفاده از مقیاس لگاریتمی، فاصله عمودی بین قیمت ها زمانی برابر خواهد بود که درصد تغییر بین مقادیر یکسان باشد. با استفاده از مثال بالا، فاصله بین 10 تا 15 دلار برابر با فاصله بین 20 تا 30 دلار خواهد بود زیرا هر دو نشان دهنده افزایش 50 درصدی قیمت هستند.

به طور کلی، اکثر معامله‌گران و برنامه‌های رسم نمودار از مقیاس لگاریتمی استفاده می‌کنند، اما همیشه ایده خوبی است که روش‌های دیگر را بررسی کنید تا مشخص کنید کدام یک برای سبک معاملاتی شما مناسب‌تر است.

جمع بندی

در ایم مطلب به طور کامل و با ذکر چندین مثال با تفاوت نمودار لگاریتمی و حسابی آشنا شدیم. بسته به نوع مقیاس قیمتی که هنگام مشاهده داده ها استفاده می شود، تفسیر نمودار می تواند در بین معامله گران مختلف متفاوت باشد. یک مقیاس قیمت لگاریتمی از درصد تغییر برای ترسیم نقاط قیمت استفاده می کند، بنابراین، تغییرات قیمتی برابر، با یکدیگر فاصله مساوی ندارند. در حالیکه در یک مقیاس قیمت خطی، تغییرات قیمتی مساوی، فواصل یکسانی در نمودار با یکدیگر دارند.

تفاوت نمودار حسابی و نمودار لگاریتمی

نمودارهای تحلیل تکنیکال دارای دو محور می باشند: محور x (افقی) برای نمایش زمان و محور y (عمودی) برای نمایش قیمت است. تفسیر و تحلیل نمودار سهام بسته به نوع مقیاس قیمت مورد استفاده در هنگام مشاهده نمودار ، می تواند در بین معامله گران مختلف متفاوت باشد، بیشتر نرم افزارهای تحلیل تکنیکی می توانند سبک های مختلف نمودار را به نمایش بگذارند. محور y (عمودی) که نشان دهنده تغییرات قیمت سهام است، دارای دو مقیاس قیمت می باشد که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرد این مقیاس ها عبارتند از:

۱- مقیاس خطی (حسابی) – نمودار خطی نشان دهنده قیمت در محور y (عمودی ) با استفاده از فاصله مساوی بین قیمت های تعیین شده است. نمودارهای خطی مقادیر مطلق را نشان می دهند و تغییرات قیمت آن بصورت عددی محاسبه می شود.

۲- مقیاس لگاریتمی (درصدی) – نمودار لگاریتمی که به آن log نیز گفته می شود، فاصله قیمت را در محور عمودی یا y وابسته به درصد تغییرات قیمت است.

تفاوت نمودار حسابی و نمودار لگاریتمی

نمودار مقیاس لگاریتمی در مقابل نمودارمقیاس حسابی (خطی): تفاوت چیست؟

برای درک بهتر این دو مقیاس قیمت به مثال ذیل توجه نمایید:

شخص الف سهام شرکت ملی صنایع مس ایران (فملی) را به قیمت ۱۰۰ تومان خرید می نماید و بعداز مدتی، قیمت سهام افزایش پیدا کرده و روی قیمت ۳۰۰ تومان اقدام به فروش می کند.

اکنون برای تغییرات قیمت این مثال ۲ روش محاسبه وجود دارد:

۱- حسابی (عددی): از لحاظ عددی قیمت سهام ۲۰۰ تومان افزایش داشته است (۲۰۰ = ۱۰۰ – ۳۰۰)

۲- درصدی : از لحاظ درصدی قیمت سهام ۲۰۰ درصد افزایش داشته است.

شخص ب همان سهام شرکت ملی صنایع مس ایران (فملی) را در قیمت ۳۰۰ تومان خرید می نماید و بعد از مدتی روی قیمت ۵۰۰ تومان اقدام به فروش می کند.

محاسبه تغیبرات قیمت:

۱-حسابی ( عددی ) : از لحاظ عددی قیمت سهام ۲۰۰ تومان افزایش داشته است (۲۰۰ = ۳۰۰ – ۵۰۰)

۲-درصدی : از لحاظ درصدی نمودار لگاریتمی قیمت سهام ۶۶ درصد افزایش داشته است.

نکته مهم این است که هر دو معامله گر قیمت سهامشان به میزان ۲۰۰ تومان افزایش داشته که در محاسبه عددی شرایط کاملا یکسان است اما از لحاظ کسب سود یا بازدهی شرایط کاملا متفاوت می باشد شخص الف سودی معادل ۲۰۰ درصد به دست آورده یعنی سرمایه او ۳ برابر شده است در صورتی که شخص ب سودی معادل ۶۶ درصد بدست آورده است.

نمودار مقیاس حسابی

نمودار مقیاس حسابی

در تصویر بالا همان گونه مشاهده می کنید در نمودار مقیاس حسابی(خطی) ارتفاع این دو معامله و تغییرات قیمت رو یکسان نشان می دهد چرا که اختلاف قیمت هر دو معامله ۲۰۰ تومان می باشد پس ارتفاع هر دو برابر می باشد.

نمودار مقیاس لگاریتمی

نمودار مقیاس لگاریتمی

در تصویر دوم نمودار مقیاس لگاریتمی رو مشاهده می کنیم که با توجه به محاسبه درصدی نمودار لگاریتمی ارتفاع تغییرات قیمت این دو معامله رو متفاوت نشان می دهد که در معامله گر شخص الف سود ۲۰۰ درصدی داشته و معامله گر شخص ب سود ۶۶ درصدی داشته که این تفاوت قابل توجه در نمودار مقیاس لگاریتمی کاملا مشهود می باشد.

کدام مقیاس برای تحلیل استفاده شود؟

با توجه به مثال بالا متوجه می شویم که در نمودار مقیاس حسابی (خطی) میزان حرکت واقعی امواج مشخص نیست و اگر بخواهیم نمودار را با واقعیات بازار تطابق دهیم باید تغییرات قیمت بصورت درصدی محاسبه شود و روی نمودارها اعمال شود. هرگاه در امواج، حرکتی سریع و پرشتاب مشاهده کردید که این تغییرات قیمت بیش از ۱۰۰ درصد باشد باید برای تحلیل از نمودار مقیاس لگاریتمی استفاده نمودار لگاریتمی شود در واقع برای تحلیل بازه های زمانی میان مدت و بلند مدت باید از نمودار مقیاس لگاریتمی استفاده کنید اما دقت شود که در بازه های زمانی کوتاه مدت و کوچک که درصد تغییرات قیمت معمولا زیر ۱۰۰ درصد می باشد اختلاف بین قیمت ها چندان زیاد نیست بنابراین نمودار مقیاس لگاریتمی با حسابی اختلاف چندانی نخواهد داشت و در این صورت استفاده از نمودار مقیاس حسابی مشکلی برای تحلیل و ترسیم ابزارها ایجاد نخواهد کرد.

ابزار فیبوناچی و مقیاس لگاریتمی

یکی از ابزارهای کاربردی در تحلیل تکنیکال ابزارهای فیبوناچی قیمت است که معامله گران برای بدست آوردن نقاط حمایتی و پیداکردن اهداف قیمتی از این ابزار مهم استفاده می نمایند. همان گونه که گفته شد برای تغییرات قیمت بالای ۱۰۰درصد و نمودارهای میان مدت به بالا باید از نمودار مقیاس لگاریتمی استفاده شود بیشتر نرم افزارهای تحلیلی که ابزار فیبوناچی را در منوی ابزارهای خود قرار داده اند محاسبات این ابزار کاملا بصورت حسابی برنامه نویسی شده است و زمانی که شما نمودار را در حالت مقیاس لگاریتمی قرار می دهید ابزار فیبوناچی نمی تواند به صورت درصدی بازگشت قیمت را محاسبه کند و چیزی که نمایش می دهد کاملا بصورت حسابی است.

در نرم افزار تحلیلی متاتریدر۵ ( مفیدتریدر ۵) ابزار فیبوناچی این نرم افزار قابلیت محاسبه فیبوناچی بصورت درصدی در نمودار مقیاس لگاریتمی را دارد و در نمودار مقیاس حسابی هم بصورت حسابی محاسبه می کند.

در مثال زیر تفاوت محاسبه فیبوناچی در نمودار مقیاس حسابی و نمودار مقیاس لگاریتمی در نرم افزار متاتریدر۵ کاملا مشهود است.

در تصویر فوق نمودار مقیاس حسابی در نماد شیراز را مشاهده می کنید که قیمت از محدوده A (126ریال) تا نقطه نمودار لگاریتمی B (5024ریال) افزایش داشته است و برای این حرکت AB یک فیبوناچی ریتریسمنت ترسیم شده است و نقطه C روی تراز ۶۱.۸ درصد قرار گرفته که قیمت (۱۸۹۰ریال) می باشد یعنی بازگشت تقریباً ۶۲درصد را نشان می دهد.

اما در تصویر دوم نمودار مقیاس لگاریتمی نماد شیراز می بینیم که فیبوناچی ریتریسمنت نقطه c را روی تراز فیبوناچی ۲۳.۶ درصد نشان می دهد. این تفاوت فاحش به دلیل اختلاف قیمت نقطه A-B (126-5024) است که اگر میزان رشد قیمت A-Bرا بصورت درصد حساب کنیم مقدار آن برابر است با ۳۸۸۷ درصد افزایش قیمت که در نمودار حسابی این میزان تغییرات قیمت مشاهده نمی شود ولی در نمودار مقیاس لگاریتمی این میزان کاملا مشهود است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا